العلامة المجلسي
442
عين الحيات ( فارسى )
مىكنند ، و خود با اين حالند از فقر و مذلّت ، چرا دست رنجهاى طلا در دست ندارند ، چون طلا و جمع كردن آن در نظرش عظيم بود ، و جامهء پشم و پوشيدن آن در ديدهاش حقير مىنمود . و اگر حقتعالى مىخواست در هنگامى كه پيغمبرانش را مبعوث مىكرد از براى ايشان گنجها و معدنهاى طلا بگشايد ، و باغها و بوستانها به ايشان عطا فرمايد كه مرغان آسمان و وحشيان زمين را بر ايشان جمع آورد ، هرآينه مىكرد ، و اگر چنين مىكرد ابتلا و امتحان بر طرف مىشد ، و استحقاق جزا نمىماند ، و آنها كه قبول رسالتهاى ايشان مىكردند اجرهاى امتحان كرده شدگان را نمىداشتند ، و مؤمنان استحقاق ثوابهاى نيكوكاران نمىافتند . و ليكن خدا پيغمبران را با عزمهاى قوى فرستاد ، و به حالى ايشان را داشت كه به ظاهر در نظرها ضعيف نمايند ، با قناعتى كه ديدهها و دلها پر بود از بىنيازى ايشان ، و با فقرى كه گوشها و چشمها مملو بود از محنتهاى ايشان ، و اگر پيغمبران صاحب قوّتى مىبودند كه هيچكس ضرر ايشان نتواند كرد ، و با عزّت و غلبه مىبودند كه مغلوب هيچكس نتوانند شد ، و ملك و پادشاهى مىداشتند كه مردم گردنها به سوى آن دراز كنند ، و به طمع مال و عزّت از اطراف عالم به سوى آن پادشاهى بار بندند ، هرآينه اطاعت ايشان بر خلق بسيار آسان بود ، و از تكبّر كردن ايشان دور بود ، و ايمان مىآوردند يا از ترسى كه ايشان را قهر مىنمود ، يا از طمع و رغبتى كه ايشان را مايل مىكرد ، پش نيّتها براى خدا خالص نمىشد ، و حسنات ميان رضاى خدا و خواهشهاى نفس مشترك مىبود . و ليكن حقتعالى مىخواست كه متابعت پيغمبران او ، و تصديق به كتابهاى او ، و خشوع نزد ذات مقدّس او ، و شكستگى در اطاعت امر او ، و منقاد شدن نزد طاعت او ، امرى چند باشد مخصوص او و خالص از براى او كه شائبهء ديگر به آنها